در هوای صحبت یار
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۱۲:۳۹ ب.ظ – 12:39 ب.ظ -پنجم آذرماه ۵۸ برای ما که بخشی از عمر و جوانی را در رزم های داوطلبانه گذرانده ایم،روزی ماندنی است.در این روز امام برای ساختن ارتش مردمی فرمان تشکیل “بسیج ملی” را صادر کرد.
من در آبان ۵۹ به بسیج پیوستم و تا پایان جنگ عضو فعال باقی ماندم.اگر چه با پایان جنگ از فعالیت در این نهاد چشم پوشیدم و ترجیح دادم با کتاب و قلم و کاغذ خو کنم اما تا زنده ام یاد آن دوران را با خود خواهم داشت.
دیروز فرصتی پیش آمد و عکس های زمان جنگ و بسیج و اسلحه و خاکریز و خاک آلودی خودم را نگاه کردم.احساس کردم رعشه ای پیاپی جانم را می لرزاند.آن همه آرزو،آن همه تلاش و آن همه نگاه آخر به دوربین عکاسی! هر عکس وصیت نامه ای بلند بالا بود نانوشته اما به هزار زبان در گفتار!
عشقی در آن تصاویر نشسته بود که شاید هیچ قلمی توانای توصیفش را نداشته باشد.مگر منتهای عشق جانفشانی عاشق و معشوق نیست.اینان فدای هم شده بودند و این یعنی منتهای عشق!
به همه دوستان رفته ام تعظیم می کنم و به ایشان می گویم من به راهشان وفادارم:
دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
مربوط به:امام،بسیج،جبهه،جنگ،خاطره،عشق
فرستاده شده در خاطرات |
توسط هادی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام
روز بسیجه و هفته بسیج
همیشه بسیجی واقعی باشیم نه ظاهری
توسط ابوالحسن گنخکی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
ارتش ۲۰ میلیونی دیروز کجا و بسیج ۱۳ میلیونی امروز کجا؟
توسط آدم عسلو در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
باز هم بنده اول شدم. از این جور چیزا زیاد بنویس.بعضیا تو مملکت فکر میکنن هر کی رفته جنگ هنوز چفیه میندازه یا هرکی که الان چفیه میندازه رفته جنگ
توسط حسین خبیدویی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام بر دادفر بزرگ
نیروی بسیج در زمان جنگ یک نیروی خود جوشی بود که با فدا کردن خودش از این خاک و بوم دفاع نمود هر چندکه به فرمان حضرت امام شکل گرفت ولی این جوشش از متن جامعه بود .
حیف است این نیرو امروز دست مایه جناحهای سیاسی قرار گیرد می بایست همچنان بسیجی باقی بماند
کاشکی این عکسها هم توی وبلاگ می گذاشتی تا ما هم این وصیت نامه را می خواندیم!
توسط ترانه های پاپتی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام
بواقع بسیجیان راستین همواره چشم بیدار جامعه بوده اند.
من هم این هفته رو تبریک میگم.
به شما هم خدا قوت می گویم.امیدوارم همچنان با روحیه بسیجی در میدان زندگی موفق باشید.
توسط محسن قیصی زاده (زهروک) در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
با درود.
تن لرزه هم دارد وقتی که می بینی جای آن همه خلوص و عشق را ریا وتزویر گرفته و بسیجیان بعد جنگ بر بسیجیان دوران جنگ غالب آمده و آنها را محو و پایمال حضور نمایشی خود کرده اند
توسط دوست در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند/جمال چهره تو حجت موجه ماست
توسط طالب موذنی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
درود بر دادفر شجاع
راستی نمی توان به فرمان خاتمی بسیج ۲۰ میلیونی اصلاحات تشکیل داد؟
بدرود
توسط سملی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام و درود بر دادفر بسیجی دیروز و در سنگری دیگر برای انقلاب امام راحل - مبارک باد روز بسیج بر بسیجیان امام
توسط فرزان اسدی (ابوحنانه) در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام
درود بر شما و دوستان رفته و دوستان مانده ات!!
همان کسانی که اگر نبودند کسانی که اینک هستند نیز نبودند!!!
درود بر کسانی که فریادشان را برای دشمناشان گذاشتند نه برای هموطنانشان!!
درود بر کسانی که غیرت و جسارت و عرضه داشتند و نشان دادند و … !!
درود و دو صد بدرود بر شما.
توسط عباس در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام بر شما . دادفر عزیز متاسفانه بسیج و بسیجی بودن برای بعضی از آدمها شده شغل و منبع درآمد . عاشق دیگر نیست اگر باشد شاید به اندازه بند انگشتان یک دست .شاید.شاید.شاید…
درود برشما دوست گرامی و عزیز
توسط علی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
کاش چند تا از اون عکسها را هم گذاشته بودید تا ما هم بیشتر در این احساس شریک بشویم.
توسط ابراهیم جاگرانی (مرد کاغذی) در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام مهربان…
اول اینکه با اجازه تون شما رو لینک نمودم…
دوم هم اینکه با مطلبی تحت عنوان (میان مردمان جنوب تا شمال کشور تفاوت از زمین تا آسمان است) بروزم.
خیلی دوست دارم نظر ارزشمند حضرتعالی رو هم در این مورد بدونم…
منتظر نظر گرانمایه تان میمانم…
توسط محمد قائدی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام شیر محمد دادفر!
ممنون از نظر لطف حضرتعالی
…اما علاوه بر آثار مکتوبی که از زنده یاد شعله به جای مانده است دست نوشته هایی نیز از ایشان در دست است که در صدد انتشار آنها هستم…نا گفته نماد یکی از موضوعهای مهمی که به عنوان سوگلی دستنوشته هایش از آن نام می برم تحقیقاتی است که راجع به زادگاهش تنگستان انجام داده که شاید بتوان گفت در نوع خود منحصر به فرد است و در واقع چهارده سال از تاریخ مفقود تنگستان را به تصویر کشیده است که حداقل من در کتابی ندیده ام ولی متاسفانه هنگامی که با این “دستنوشته” ها در دست با هزار امید و آرزو به مراجع ذی ربط در بوشهر مراجعه کردم تا آقایان بنا به رسالتی که برای ارتقا فرهنگ منطقه (که به گمانم یکی از این رسالتها کمک به انتشار آثاری از این دست است)راهکار لازم را ارائه دهند همت و حمیت لازم را از آنها ندیدم…و من بی آنکه هیچ ثمری از چانه زدن با متولیان مهرورز!
فرهنگ!بگیرم به شیراز محل سکونتم باز گشتم…
دغدغه های دوست داشتنی شما مایه ی آسودگی من اند…
در پایان نوشتار کوتاهم تکه ای ادبی از انبوه دست نوشته های پدر بزرگم را که همیشه با آنها نفس می کشم به شما تقدیم میکنم:
“…چوپان پیر که بز لنگ را به دشت سرنوشت میسپارد
اگر فرمان عقبگرد دهد
آن بز لنگ
اولین قهرمان و پیشرو گله خواهد شد…
…آهای دهبانان!
سگها را میازارید
تا زوزه های گرگ بی پاسخ نماند…
…………………………………………….
زیاده عرضی نیست…باقی بقایت…
توسط احمد غمخوار در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
شیخ اصلاحات (کروبی) در دانشگاه فردوسی مشهد گل کاشت .
(اصلاحات به ما ضربه زد )
توسط اندیشه گر در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام و درود بر جناب دادفر ”
عید سعید قربان” بر شما مبارک و فرخنده باد .
امیدوارم استوار و پابرجا در تمامی عرصه های زندگی تلاشگر و جاوید باشید.
با اگر بار دیگر امیر کبیری ظهور می کرد … ” به روزم.
مستدام باشید.
توسط مجید اربابی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام
نیم روز را هم مثل آئینه جنوب بستند!!!!
چه مظلومند بوشهری ها!!!!!!!!!
اما راه خاتمی همچنان ادامه دارد.
توسط اتاق سی ان جی شرح ما وقع در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام
نمونه هایی از آنچه در ارشاد حذف می شود را
در این آدرس ببینید .
البته من می خواهم فریبـتان دهم و از این طریق کتاب اخیر خود را معرفی کنم .
منتظر حضور ارزشمند شما هستم .
توسط یه بی کلی دیلمی در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
متاسفم که فضا آنگونه است که قلم بدستی رجعت می کند به روز های سلاح بدستیش و همچنان که برچم سفید صلح در جیب دارد روبان سرخ به پیشانی می بندد (( نه، شاید با سیلی صورت خود را سرخ …)) چرا که هر مبارزی نفسی دارد شاید دوست ما هم کم آورده است (( خدا کند که با سفسطه و زبان بازی وطن دوستی و داد و قال نخواهی با زور التماس کردنت را کم رنگ کنی تو بهتر از همه می دانی زمانه جنگ و انقلاب مسلحانه گذشته است و مبارزه مبارزه فرهنگی است نه گرد از عکس تفنگ و دشنه و باروت بر چیدن…التماس نکن!! که دوست دارانت اندک رنجن
و خدا کند هیچکدام ما در لباس مردان از دست شده عکس اعتبار نگیریم و راهشان را با صلح جهانی ادامه دهیم راهی که همان عدالت اجتمایی و آزادی و …
توسط محسن شریفیان در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
درود و شادباش!
هرچند کم سن و سال بودم اما خاطرات خوب و جالبی از بسیج باغ زهرا دارم. یکی از فعالترین ها بود. نمی دانم چیزی هم به یاد آنها نوشته ای یا نه.
توسط وحید در بهمن ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
درود به دادفر عزیز
من دوره آموزشی را تموم کردم
حالا هم شکر خدا افتام بوشهر و ادامه خدمت مقدس را تو ی شهر خودم هستم
اقای دادفر منم بسیجی هستم.بابامم جبهه رفته.به شهدا افتخار میکنم.به تمام کسانی که با اخلاص رفتند جلو افتخار میکنم.تمام کسانی که برای خدا و میهن غیرتمندانه جنگیدند. گاه گاهی هم براشون مطلب مینویسم ولی…
ولی چون محاسنی بلند ندارم و یا چفیه نمیندازم کسی منو بسیجی حساب نمیکنه
درود بر تمام کسانی که با اخلاص خدمت کردند
پیروز باشید
بدرود