در هوای صحبت یار
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۱۲:۳۹ ب.ظ – 12:39 ب.ظ -پنجم آذرماه ۵۸ برای ما که بخشی از عمر و جوانی را در رزم های داوطلبانه گذرانده ایم،روزی ماندنی است.در این روز امام برای ساختن ارتش مردمی فرمان تشکیل “بسیج ملی” را صادر کرد.
من در آبان ۵۹ به بسیج پیوستم و تا پایان جنگ عضو فعال باقی ماندم.اگر چه با پایان جنگ از فعالیت در این نهاد چشم پوشیدم و ترجیح دادم با کتاب و قلم و کاغذ خو کنم اما تا زنده ام یاد آن دوران را با خود خواهم داشت.
دیروز فرصتی پیش آمد و عکس های زمان جنگ و بسیج و اسلحه و خاکریز و خاک آلودی خودم را نگاه کردم.احساس کردم رعشه ای پیاپی جانم را می لرزاند.آن همه آرزو،آن همه تلاش و آن همه نگاه آخر به دوربین عکاسی! هر عکس وصیت نامه ای بلند بالا بود نانوشته اما به هزار زبان در گفتار!
عشقی در آن تصاویر نشسته بود که شاید هیچ قلمی توانای توصیفش را نداشته باشد.مگر منتهای عشق جانفشانی عاشق و معشوق نیست.اینان فدای هم شده بودند و این یعنی منتهای عشق!
به همه دوستان رفته ام تعظیم می کنم و به ایشان می گویم من به راهشان وفادارم:
دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
مطالب مرتبط خاطرات |