باز هم خاتمی از خود گذشت!

نوشته شده توسط محمد دادفر در ۸:۱۹ ب.ظ – 8:19 ب.ظ -

 تنها راه درمان دردهای تاریخی ایران گذر از مطلق گرایی و رسیدن به نسبی گرایی است.باید از سیاه و سفید دیدن جهان پیرامون گذشت.

در حوزه سیاسی باید از انتظار “آمدن قلدری و در هم شکستن قلدر دیگری” رهید.باید با اصلاح وضع موجود به سوی وضع  مطلوب گام زد و با شکیبایی و آرامش در اندیشه آیندگانی بود که شایسته اند بهتر از ما زندگی کنند و ما باید دنیایی سرشار از زیبایی برایشان فراهم آوریم.

 خاتمی یک بار دیگر آمد، برای اصلاح.برای ادامه راه وزیر غزنوی، خواجه نظام الملک توسی،میرزا تقی خان امیر کبیر، مصدق،خود سید محمد خاتمی و همه کسانی که برای سر عقل آمدن نظام سیاسی از خود گذشتگی نشان دادند.

 یک بار دیگر کمر می بندیم و یک “یا هو”ی دیگر…


مطالب مرتبط سیاسی |

سنت پایدار اختلاف و انشعاب و شکست!

نوشته شده توسط محمد دادفر در ۴:۴۳ ب.ظ – 4:43 ب.ظ -

 *در آغاز می گویم:

 به نظر من در انتخابات ریاست جمهوری دهم، جناح اصلاح طلب باید با یک کاندیدا وارد شود و آن یک نفر هم آقای خاتمی است.نه بدان جهت که خاتمی دردانه و یگانه دوران است بلکه بدان جهت که شرایط و مقتضیات نظام جمهوری اسلامی چنین اقتضا می کند.تنها در فضای دوقطبی است که اصلاح طلبان می توانند آرای خاموش را به مدد خود بیاورند و از سه کاندیدای موجود اصلاح طلب آقای خاتمی و هوادارانش توان حرکت آرای خفته را دارند اما این توان بدون شک در دو کاندیدای دیگر نیست.زیرا دیالوگ آن دو بزرگوار به دیالوگ محافظه کاران نزدیک است و توان ایجاد حرکت ندارد! این نظر شخصی من است اما اگر هر کدام از این سه نفر کاندیدای واحد اصلاح طلبان باشد من به یاری اش خواهم رفت چه سید معمم ،چه سید مکلا و چه شیخ الرئیس مجلس ششم!

…………………………..

اما سنت پایدار اختلاف و انشعاب و شکست!

اعلام کاندیداتوری آقایان خاتمی و موسوی اگر چه امیدواری بیشتری به اصلاح طلبان داد اما یک دغدغه دیگر بر انبان دغدغه های این جناح افزود و آن هم نزاع بین این دو نفر و آقای کروبی بود.آقای خاتمی باید می گفت: از ما سه نفر یکی می آید و کروبی را از خودشان جدا نمی کرد.

امروز آقای منتجب نیا نایب آقای کروبی که فرمایشات سه سال اخیرشان در ایسنا و فارس! همواره امر مقدس اختلاف بیت دو طیف اصلاح طلب را استمرار داده اند،فرمایش جدیدی داشتند که نشان می داد وحدت کاندیداهای اصلاح طلب کم کم دارد غیر ممکن می شود و آقای کروبی در هر صورت تا انتها می ماند و با موسوی یا خاتمی هم حاضر به ائتلاف نیست.

*کاندیداهای اصلاح طلب اگر برای پیروزی پا به میدان نهاده اند – نه برای عقده گشایی و سرگرمی - به گمان من دو راه بیشتر ندارند:

 یکم:ائتلاف کنند و اختلافاتشان را که بیشتر اختلافات اطرافیانشان! است کنار بگذارند و بر اساس خط کشی ها و بضاعتشان، پست ها و مناصب را بین احزاب و گروه های حامی خود بدون تعارف پیشاپیش قسمت کنند و پس از حصول توافق یکی بماند و دیگران یاری دهند.

 دوم:اگر ائتلاف نکنند و هردو بخواهند بمانند ، چون ایستادن دو کاندیدا زیر یک یک تابلو و همنامی آن ها، بد شگون است و ممکن است بنا به عقیده قدما که دو فرزند به یک نام را مایه بدبختی خانواده و تلف شدن هر دو فرزند می دانستند، خدای ناکرده هر دو کاندیدا و خانواده بزرگ اصلاح طلبان یک جا تلف شوند، بهتر است هر کدام از کاندیداها زیر تابلویی متناسب با شعارها ،برنامه ها و شخصیت خودشان بایستند و این بلای رسیده را به خیر بگذرانند!

پیشنهاد من این است که آقای خاتمی با تابلو کاندیدای “اصلاح طلب” و آقای کروبی با تابلو کاندیدای”میانه رو” وارد صحنه شوند تا خلط شعار ها و هواداران پیش نیاید.محافظه کاران هم در این صورت مجبور می شوند زیر تابلو کاندیدای “محافظه کار” بایستند!

اصلاح طلبی و محافظه کاری دو تفکر رویارو هستند.محافظه کاران بر حفظ وضع موجود و بنیان های سنتی تاکید دارند و اصلاح طلبان بر تجدید نظر در وضع موجود و پی ریزی بنیان های مدرن برنامه های خود را اعلام می کنند.در این میان جای یک گروه میانه که هم مدرن باشد و هم سنتی خالی است و تئوریسین های پیرامون  آقای کروبی می توانند در مدت باقی مانده برنامه هایی بنویسند و ارائه دهند که ایشان به عنوان کاندیدای “میانه رو” وارد صحنه شود.

 *اگر هر دو کاندیدا با تابلو “اصلاح طلبی” وارد شوند به نظر من دو راه پیش روی “هواداران” آن هاست:

 یکم:دو کاندیدا داشته باشند و بر اساس حب و بغض ها و اختلافات قبیله ای – عشیره ای تقسیم شوند و جبهه بگیرند و درگیر شوند و دست آخر هم وامانده و جامانده، شرمساری برند.

 دوم:هر دو کاندیدا را وادار به همنشینی و گفتگوی رویارو کنند و تا آن ها رویارو ننشسته اند و آشکارا اختلافات خود را برنشمرده اند و رفع اختلاف نکرده اند، آن ها را به عنوان کاندیدا نپذیرند.کاندیداهایی که برای آبروی هوادارن خود ارزش قائل نباشند و همه را “رمه وار” به بیراهه ببرند، آیا ارزش این را دارند که به عنوان پیشوای آدم های عاقل بالغ دوراندیش قرار بگیرند؟ آیا این همه روزنامه نگار و نویسنده و استاد دانشگاه و دکتر و مهندس و… باید آبرو و ارزش اجتماعی و آینده سیاسی خود را به کاندیداهایی بسپارند که حاضر به یک نشست دوستانه و مصالحه با دوست و همفکر خود در امری کلان و حساس نیستند؟


مطالب مرتبط سیاسی |

بوشهری ها و دعوت از آقای خاتمی

نوشته شده توسط محمد دادفر در ۵:۰۳ ب.ظ – 5:03 ب.ظ -

این مطلب را برای نسیم جنوب نوشتم:

روز شنبه یازدهم آبان ماه به دلیل حضور در خارج از کشور نتوانستم خودم را به ملاقات با آقای خاتمی برسانم اما دوستان همفکر و همراه بوشهری ام در جلسه ای شرکت کردند که مایه اصلی تشکیل آن “دعوت از خاتمی” برای کاندیداتوری ریاست جمهوری بود.

هماهنگی برگزاری این جلسه با من بود و روز پنجشنبه عذر خواهی ام را به آقای خاتمی رسانده بودم، اگر چه قول دادم تمام تلاشم را برای رسیدن به این جلسه به کار بگیرم که نشد اما به هر روی این جلسه بسیار منظم و آبرومندانه برگزار شد و نظم و انضباطی که در آن رعایت شده بود، نشانگر فرهنگمندی همولایتی هایم بود که از این بابت خیلی خوشحالم.

در این جلسه بوشهری ها نشان دادند که مصالح میهنشان را خوب می دانند و اگر چه همواره در محرومیت روزگار گذرانده اند اما شان و شخصیت خود را فراتر از آن دانسته اند که میهنشان را فدای برخی نگرانی ها و دلخوری های خود از زمامدارانشان کنند.آنان امروز حضور خاتمی را برای اصلاح وضع موجود و بهبود اوضاع کشور لازم دیده اند و شجاعانه برای بیان نظر خود رنج این راه دراز را بر خود تحمیل کرده و در یک حرکت خردمندانه جمعی آنچه را می خواسته اند گفته اند.

من همین جا دست یکایک همولایتی های فرهنگمند و هوشیارم را می فشارم و برایشان آرزوی سرفرازی می کنم و برای همه اعضای ائتلاف اصلاح طلبان استان آرزوی پیروزی دارم.

 

و اما انتخابات آینده:

من خاتمی را تنها کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات آینده ریاست جمهوری می دانم و معتقدم اگر فضا برای فعالیت اصلاح طلبان آماده باشد او می آید و بار دیگر خود را برای اصلاح جمهوری اسلامی به خطر خواهد انداخت اما اگر شرایط کار آماده نباشد و جمهوری اسلامی نخواهد فضا را برای فعالیت اصلاح طلبان هموار کند، خاتمی نمی آید و در آن صورت تلاش برای نشاندن نامزد اصلاح طلب دیگر بر کرسی ریاست جمهوری، آب در هاون کوبیدن است!

اگر خاتمی کاندیدا نشود یعنی جمهوری اسلامی می خواهد با چهره ها و روش های امروزی به کار خود ادامه دهد و طبیعتا برای افراد اصلاح طلب دیگر هم فضای کار مهیا نمی شود.

 

من معتقدم اصلاح طلبان به جای شعار “تعیین نامزد واحد” شعار “فقط خاتمی” را اعلام کنند،چون نیامدن خاتمی نشان شکست هر اصلاح طلب دیگری است که پا به میدان می گذارد و فروریختن تمام توان اصلاح طلبان در خورجین کاندیدایی که پیشاپیش شکست خورده است خطای سنگینی است که هزینه اش بر تمامی ملت ایران تحمیل می شود و نومیدی دیگری بر انبان یاس مردم افزوده می گردد.

اگر خاتمی نیاید بهتر آن است که میدان، تمام و کمال به اصولگرایان سپرده شود تا آن ها با احساس مسئولیت بیشتر، مجبور شوند کرسی ریاست جمهوری را به یکی از عقلایشان بسپارند و با مسئولیتی افزون تر به فکر ترمیم خرابی هایی که بر کشور تحمیل کرده اند، باشند.


مطالب مرتبط بوشهر، سیاسی |