کار کارستان این سه استان!
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۵:۰۰ ب.ظ – 5:00 ب.ظ -“فارس، کهگیلویه و بویر احمد، و بوشهر”، در استقبال از آقای خاتمی کاری کردند کارستان!من از نزدیک شور و هیجان مردم را دیدم.کاروان ۳۰ کیلومتری ماشین ها و موتورها و جمعیت عظیم و خودجوش که شاید هر سیاستمدار و حاکمی آرزومند باشد این گونه به شوق دیدارش و شنیدن گفتارش خلایق گرد آیند!
این گردهمایی ها نه به ضرب زور بود و نه به ساز زر.به رسم روزگار برای دیدار مردی که خود و اطرافیانش مورد خشم اصحاب قدرت بودند نباید مردم این گونه می شتافتند اما آمدند و نقطه روشنی در تاریخ حرکت های سیاسی ایران گذاشتند.
مردم این سه استان با اجتماع عظیمشان هم دستگاه های دولتی را در گیجی و سراسیمگی بردند که نمی دانستند با این شور و غوغا چه کنند و هم تصمیم گیرندگان! امر انتخابات را به دستپاچگی کشاندند که با شتاب، تبلیعات وسیع آمدن میر حسین موسوی را در سرلوحه برنامه های تبلیغاتی خود قرار دهند بلکه این شور پدیدآمده را مهار کنند.
متاسفانه به دلیل انحصاری بودن تلویزیون ایران، تصاویر این دیدارها را همگان نمی بینند و گر نه همگان می دانستند که مقبولیت و مشروعیت رجال سیاسی در کجای این فضا قابل دیدن است!
به هر روی مردم این سه استان آرایش انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی را به هم ریختند.پس از آن اجتماعات بزرگ و شور و شوقی که در این استان ها و مناطق محروم دیده شد ناظران ! دانستند که این شور اگر فراگیر شود و سراسر ایران را بگیرد موجی بلند و توفنده از آن برخواهد خاست که دوم خرداد را به تاریخ پیوند خواهد زد و ۲۲ خرداد را نقطه عطف دیگری در تاریخ ایران جایگزین خواهد کرد و آن هم یک بار دیگر با نام خاتمی!
به مردم این سه استان که هوشمندی و خردورزیشان را به نمایش نهادند تبریک می گویم و به خاتمی، اول از آن جهت که از خوشنامی بی نظیر خود بار دیگر برای اعتلای ایران بهره گرفته و دوم از آن جهت که در برابر موج تبلیغاتی کاذب ورود آقای موسوی مقاومت کرده و در ادامه کاندیداتوری اش محکم تر شده است،تبریک می گویم.
مطالب مرتبط خاطرات، سیاسی |
نمایش شور و شعور مردم سامان ما
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۹:۵۸ ب.ظ – 9:58 ب.ظ -
خاتمی هم به بوشهر آمد و رفت. دغدغه سنگین سفر خاتمی چند روزی فعالان سیاسی اصلاح طلب را در استان بوشهر به تکاپو انداخت. من هم در این تکاپو کنار دوستانم بودم.
استقبال بی سابقه از آقای خاتمی همه را شگفت زده کرد. هم دست اندر کاران سفر و هم مسئولین امنیتی و انتظامی سه استان جنوبی غافلگیر شدند. انبوه جمعیت استقبال کننده در دروازه های ورودی شهرها و پس از آن در محل سخنرانی و بعد در جلسات ویژه در این اندازه ها پیش بینی نشده بود.
راز این استقبال و حمایت چه بود؟ چه چیزی سبب شده بود در این زمانه وانفسا مردم شهر ها و روستاهای عمدتا محروم، به ویژه جوانان، این گونه پرشور وارد میدان شوند. به گمان من این ها بهانه ای برای بودن می خواهند و برای اعلام سرزندگی خود!
رفتارهای زننده مخالفان جریان اصلاح خواهی در خلال سال های پس از ۷۶ قطعا برای به انزوا بردن فعالین سیاسی و اجتماعی طراحی شده بود و تا امروز نیز امتداد یافته است. علی القاعده باید کسانی که رفتارهای خشن و برهم زننده سال های اخیر از جمله قتل های زنجیره ای، حبس فعالان سیاسی و مطبوعاتی و برخورد با روحانیون والا مقام از آیت ا… منتظری تا سید محمد خاتمی را دیده اند، باید ناامید از اصلاح به گوشه های خلوت پناه برده باشند و در انتظار موعودی برای حل مشکل این سر زمین نشسته باشند، اما این گونه نشده است.
خروش اخیر نشان از بلوغ سیاسی اندیشمندان و همه ایرانیان است. امید به اصلاح نظام اسلامی و جامعه ایران با مدد از فرزندان نظام، پدیده ای بی سابقه است که همانند گوهری گران بها باید ارزشگزاری شود. خردورزی در عرصه سیاسی و دوری از برخوردهای احساسی گوهر دست یافته ماست. گوهری که پیشینیان و پدران ما بدان دست نیافتند و “امروز” ما را به میراث گذاشتند.
ما یک بار دیگر برای اصلاح گام برمی داریم و همه هزینه های آن را به جان می خریم. سید محمد خاتمی نیز که می خواهد بار دیگر جلودار ما باشد، با آگاهی کامل از مسیر و تنگناها و گردنه های آن وارد راه شده است. برای نسل اول انقلاب بالاترین سرفرازی تاریخی، تحقق اهداف بلند انقلاب ۵۷ است و گرنه تا همیشه این نسل مسئول تاریخ خواهد بود که چه گفته و پس از آن چه کرده است!
به هر روی ورود دوباره خاتمی را گرامی می داریم و با تمام توان یک بار برای جبران هر فرصتی که برای اصلاح جامعه و نظام اسلامی از کف داده ایم ، حرکت می کنیم.
***
من همین جا از همه مردم آگاه و فهیم بوشهر که در اجتماع و استقبال از سید محمد خاتمی شور و شعور این سامان را به نمایش نهادند به نوبه خودم سپاسگزاری می کنم. از آقای خاتمی پرسیدم نظرتان در مورد حضور و استقبال مردم بوشهر چه بود؟ ایشان ضمن تمجید از مردم بوشهر و یادآوری سفرهای پیشین خود به این منطقه گفت: “من در جلسه سخنرانی دریافتم که مردم این شهر از ادب و فرهنگ خاصی برخوردارند که سخن گفتن را آسان می کنند. من به جمعیت مقابل خودم که نگاه کردم احساسم این بود که دارم با یک جمع تحصیل کرده و دانشگاهی سخن می گویم و همه مرا به خوبی می فهمند”
صف استقبال، سید را دلگرم کرده بود و در مهمانسرا احساس کردم خستگی چند روزه را از یاد برده است. در انتهای سفر آن چنان سرحال بود که خودش گفت می خواهم به میان حاضرین بروم و با آن ها حرف بزنم و عکس بگیرم. با یک یک کارگران مهمانسرا و همه حاضرین خوش و بش کرد و بسیار سر حال و قبراق از بوشهر رفت.
***
برای تهیه مقدمات این سفر دوستان ما در “ستاد سفر”کمتر از یک هفته وقت داشتند اما سنگ تمام گذاشتند که باز من به نوبه خودم از یکایکشان سپاسگزاری می کنم و دست های نیرومندشان را می فشارم. طبیعتا کاستی هایی نیز در برنامه ها وجود داشت که امیدواریم همگان بر ما ببخشایند.
ستاد انتخاباتی سید محمد خاتمی، آقای مهندس تبادار را به ریاست ستاد استان بوشهر برگزیده و بزودی فعالیت های ستاد توسط گروه های اصلاح طلب ساماندهی خواهد شد.
مطالب مرتبط بوشهر، خاطرات، سیاسی |
مهندس موسوی نماینده جریان سوم!
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۳:۱۳ ب.ظ – 3:13 ب.ظ -*ابتدا این بخش از سخنان آقای مهندس موسوی در دانشگاه تهران را به نقل از سایت کلمه بخوانید:
“{مهندس}موسوی در بخش دوم سخنان خود اظهار داشت: اکنون در فضای سیاسی جامعه؛ چنانکه در بحثها و شعارهای اولیهی همین مراسم و نیز بیانیهی انجمن اسلامی هم دیده می شود؛ مشاهده می کنیم که جریانات مختلفی در جامعه وجود دارد که در مقابل هم قرار می گیرند.
وی افزود: در جامعه و فضای سیاسی که گفت وگوها، شعارها و جریان های مختلف وجود دارد گاهی ممکن است با جریاناتی مواجه شویم که مقابل هم قرار می گیرند.وقتی در این مساله دقت کرده و آن را واکاوی می کنیم دلیل آن را در قبول یک سازمان می بینیم که این می تواند این تضادها و مخالفت ها به وحدت تبدیل شود.
موسوی گفت: امروزه در جامعه ما دو جریان اصلاح طلبی و اصولگرایی وجود دارد که در توضیح اصولگرایی یک زمان این جریان به گونه ای تعبیر می شود که ارتباط وسیعی با اصلاح طلبی داشته باشد و موقعی هم به اصلاح طلبی و اصولگرایی عنوان کلیشه ای قلمداد می شوند که هیچ سازشی با هم ندارند؛ اینجا هم اصولگرایی معانی عمیق خود را از دست می دهد و هم اصلاح طلبی نمی تواند برای تحولات و دگرگونی های درست، مفید واقع شود و تنها به دست مایه ای برای مبارزات خالی از ارزش که ممکن است پشتوانه مردم را در خود نداشته باشد، تبدیل می شود.
وی اظهار کرد: جامعه ما بر عکس این کلیشه سازی در ارتباط با اصلاح طلبی و اصولگرایی چهره ژانوسی پیدا می کند به این معنی که در عمق قضاوت و داوری خود، جامعه هم اصلاح طلب و هم اصولگراست.”
*اما بعد:
مهندس میر حسین موسوی به عنوان نماینده “جریان سوم” در آرایش نیروهای درون جمهوری اسلامی وارد میدان ریاست جمهوری دهم شد.
مطابق تعبیر ایشان نزاع های سیاسی موجود بین جریان “اصولگرا” و ” اصلاح طلب” جمهوری اسلامی “مبارزات خالی از ارزش” و بدون “پشتوانه مردم” است در حالی که متن جامعه، هم اصولگرا و هم اصلاح طلب است و طبیعتا به گمان ایشان جریان سومی باید بتواند بین این دو جریان قرار گیرد تا آن چه را در مردم جاری است، نمایندگی کند.
این نگاه آقای مهندس موسوی چند نکته را به ذهن می آورد:
- یکم آن که انتظار اصلاح طلبان برای پذیرش کاندیداتوری این طیف را به تعلیق در می آورد.
- دوم آن که آقای موسوی تلاش دارد حساب خود را از اصولگرایان و اصلاح طلبان موجود جدا کند و راه میانبر خود را در پیش گیرد.
- سوم آن که ایشان مانیفستی جدید ارائه خواهند کرد که از آن مانیفست باید قاعدتا دیالوگ جدیدی بزاید.این دیالوگ احتمالا باید با عناوین “خط امام” یا “راه انقلاب” باشد که تلفیقی از وجوه مثبت دو طیف سیاسی موجود است.
صرف نظر از این که تا چه اندازه وی می تواند در انداختن طرح جدید موفق باشد و باز صرف نظر از این گمان های ایشان تا چه اندازه می تواند صادق و واقعی باشد نحوه ورود ایشان به صحنه انتخابات و سراسیمگی شان بیشتر چشمگیر است.
آقای خاتمی پیش از اعلام کاندیداتوری جمله ای غیر منتظره گفتند:”یا من می آیم یا مهندس موسوی” که من همان زمان نوشته ای انتقادی نوشتم و آوردم که غفلت آقای خاتمی از نام آقای کروبی در این جمله زیان هایی دارد و …
امروز، هم خاتمی آمده است و هم موسوی.بنا بر اعلام پیشین باید یکی از این دو مرد بمانند و یکی برود اما تغییر ناگهانی مهندس موسوی عملی شدن این موضوع را به گمان من مشکل می کند.از میان خاتمی و مهندس موسوی زمانی می شود یکی را نگه داشت و دیگری را واگذاشت که هر دو به یک مرام و پشتوانه سیاسی متکی باشند و به عبارت آسان تر هر دو خود را متعلق به یک طیف سیاسی بدانند.آن چه از گفته های آقای موسوی بر می آید تا اندازه زیادی نفی روش های اصلاح طلبان حامی خاتمی است و حتی نفی دیالوگ اصلاح طلبی موجود در جامعه ایران که در تعارض با اصولگرایی معنا می یابد.
من در نوشته ای دیگر پیشنهاد کرده بودم آقای کروبی طیف مستقلی بینابین دو جناح فعلی را سامان بدهد اما امروز با ورود آقای موسوی این امر محقق شده و می توان امیدوار بود که در کنار کاندیدای طیف اصلاح طلب و اصولگرا یک کاندیدای مستقل هم بخت خود را بیازماید.شاید شاهین نیکبختی از فراز سر اصولگرایان و اصلاح طلبان بگذرد و بر شانه شخص سوم بنشیند!
*به هر روی ما همچنان اصلاح طلبیم و کاندیدای ما هم خاتمی است.من مردم ایران را اصلاح طلب می دانم و معتقدم آقای خاتمی ، اگر انتخابات بدون دخل و تصرف باشد، می تواند با آرای شگفت انگیزی همه را پشت سر بگذارد.این را سفر اخیر او به شیراز و یاسوج و بوشهر نشان داد!
مطالب مرتبط سیاسی |
به پیشواز خاتمی
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۱۱:۱۸ ق.ظ – 11:18 ق.ظ -سید محمد خاتمی شنبه آینده بوشهر مهمان ماست و ما هم به میزبانی اش مفتخریم.همشهریان و همفکران ما در بوشهر می خواهند مانند همیشه سنگ تمام بگذارند و میزان خردمندی خود و پای بندی به منافع ایران عزیز را نمایش دهند.
مردم بوشهر روشن و آگاه اند و من پیشاپیش می دانم میزبانی آن ها زبانزد همه ایرانیان خواهد شد.
این روزها ستاد “سفر” در بوشهر نگران برخورد دستگاه های دولتی با برنامه های سفر است.نظم و امنیت سفر، محل سخنرانی، محل جلسه با نخبگان،استقرار آقای خاتمی و… محل نگرانی دوستان است اما من می دانم همه اسباب مهیا خواهد شد تا این سفر و دیدارها باشکوه برگزار شود.
عزم و اراده اصلاح طلبان بوشهری مشکلات را از پیش روی برخواهد داشت و مسئولین بوشهری از این آزمون سرفراز خارج خواهند شد.”ما دل قوی داریم که همه درها از بهر خدا گشوده خواهد شد”
آقای خاتمی در این سفر به هر جا که گام بگذارد و بر هر سکویی که برای سخن گفتن با مردم بایستد ، آن جا را نشان خواهد کرد و تا سال ها آن مکان ها به نام او و سفر او نام خواهند گرفت.حتی اگر خاتمی همچنان در جایگاه علم و معرفت بنشیند و در عرصه سیاست غایب باشد.
ما همه شنبه بوشهریم و در ورودی بوشهر این مرد “مصلح” را پذیرا می شویم.
مطالب مرتبط خاطرات، سیاسی |
ما به پیروزی می اندیشیم!
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۴:۲۸ ب.ظ – 4:28 ب.ظ -این مصاحبه را میثم قیصی زاده برای هفته نامه نسیم جنوب انجام داد و در شماره این هفته نامه چاپ شد.بخوانید بد نیست.این هم روی مشغله های زاید این روزگار!
*روشنفکرانی چون حاتم قادری معتقد به مناسکی شدن انتخابات هستند، که شرکت در آن با این شرایط بی فایده است. به نظر شما اصلاح طلبان بر طبق کدام استراتژی قصد شرکت در انتخابات را دارند. به نظر شما آقای خاتمی می آید که چه کاری انجام دهد. هدف از آمدن آقای خاتمی چیست؟
- { آن چه در این جا می آید نظرات شخصی من است و ربطی به طیف اصلاح طلب ندارد.این نظرات ممکن است در برخی موارد با نظرات دیگر اصلاح طلبان یا حامیان آقای خاتمی متفاوت باشد.}
- من بی فایدگی شرکت در انتخابات را نمی پذیرم.شیرینی کار صندوق رای همین است که کسی نمی داند چه از آن می زاید.همان صندوقی که خاتمی از آن بیرون می آید، روزی احمدی نژاد را بالا می آورد. صندوق بعضی وقت ها ممکن است در اثر فشارهای بیرونی کره هایی بزاید که همه قابله های عالم انگشت به دندان بگیرند. مرد کار باید از هر باخت، نیرویی برای برد بعدی بگیرد.من به اصطلاح اصلاح طلب دل به معجزات صندوق می بندم و به دیگران هم می گویم دل ببندید.مخالف روش من هم می تواند به مردم بگوید از این “پیر ملال انگیز بی معجز” امید شفا نداشته باشید اما او حق ندارد به جای اثبات خودش فقط به نکوهش “من و ما” بنشیند.در ایران ما هنر “قاعدین” این است که بنشینند و نروند و نخواهند و نگویند و بعد به سرزنش “مجاهدین” برخیزند.
- اصلاح طلبان برای ادامه تلاش های “هشت ساله” پیشین می خواهند به کرسی های قدرت برسند.”اصلاح از درون” و “حرکت در چارچوب قانون اساسی” شاکله اصلی برنامه های آن ها را می سازد.آقای خاتمی هم می آید که بتواند اصلاحات مورد نظر خودش و طیف سیاسی پشتیبانش را محقق کند.
* با توجه به تجربه انتخابات نهم و مسایلی که برای آقای معین و اصلاح طلبان حامی وی پیش آمد و اینکه بعضی از صاحب نظران معتقدند که حضور خاتمی فقط می تواند باعث مشارکت بیشتر مردم شود و در آخر کاندیدای مورد نظر جناح تمامیت خواه با ترفندهای خاص راهی ساختمان ریاست جمهوری شود. نظر شما چیست؟
- ممکن است تجربه انتخابات پیشین تکرار شود.اما شخصی که این بار بر پلکان کاخ مرمر گام می گذارد،متفاوت از شخص قبلی است.تغییر اوضاع سیاسی و اقتصادی در جهان و منطقه اجازه نمی دهد رئیسی مشابه چهار سال قبل رئیس دولت ایران باشد.این را هم مردم و هم حکومت خوب می داند.البته احمدی نژاد “مقلوب” می تواند رئیس دولت ایران شود!
* به نظر شما با توجه به تجربه ۸ ساله اصلاح طلبان بازگشت چهره ای مانند خاتمی تا چه حد می تواند موفقیت آمیز باشد و به حل بحران های کنونی کمک کند؟
- من دوره هشت ساله صدارت و وکالت اصلاح طلبان را سرشار از موفقیت می دانم. تصور کنید اگر جمهوری اسلامی اجازه می داد این دوره تا هشت سال دیگر تمدید شود شما می دیدید که بسیاری از مشکلات بین المللی و اقتصادی و سیاسی ایران حل می شد.در همین بوشهر خودمان اگر فرصت ما تداوم یافته بود، منطقه ما می توانست شاهد تحولات بزرگتری باشد.اصلاح طلبان در آغاز به تقدم توسعه سیاسی معتقد بودند اما به گمان من به شکلی اعلام نشده متوجه شدند که موانع در راه توسعه سیاسی به حدی محکم است که باید دور زده شود.از این روی به سمت توسعه متوازن و حتی در مواقعی به تقدم توسعه اقتصادی برگشت داشتند.خاتمی می تواند آن مسیر را تداوم دهد.
* آیا فکر می کنید قدرت سیاسی حاکم، اجازه بازگشت اصلاح طلبانی که به زعم خود هزینه های زیادی از دوم خرداد ۷۶ تاکنون برای اخراج آن ها از صحنه سیاسی ایران کرده را می دهد؟
- چون پاسخ این پرسش بعد از انتخابات می رسد نمی شود در انتظارش وقت تلف کرد.از ظاهر برمی آید که اجازه نمی دهند.اما مگر می شود از ترس مرگ،مرد.
* به طور مثال اگر مسایلی مانند دست بردن در رای مردم از طرف جناح حاکم در انتخابات صورت گرفت سیاست آقای خاتمی و اصلاح طلبان چه می تواند باشد. آیا باز بیانیه ای و دیگر هیچ…؟
- امیدوارم بیانیه ای بدهند.برای اعتراضات دیگر بنیه ای قوی تر لازم است که در توان ما نیست.ما نه حزب داریم و نه سندیکا و نه هیچ نهاد دیگری که بتواند منسجم و کنترل شده دست به اعتراض بزند.جمع های اتفاقی هم قابل نفوذند و قابل انحراف.اوائل جنگ ،روزی زنان و مردان پاپتی جنگزده ای را دیدم که روبروی استانداری بوشهر اجتماع کرده بودند و می خواستند به قطع مستمری هر نفر ۳۰۰ تومان خود اعتراض کنند.شعار می دادند:”سیصد تومن حق مسلم ماست” کم کم جمعیتشان زیاد شد و شعارشان هم شد:”کار ،مسکن ، آزادی – شعار هر فدایی” و بعد همه این بیچاره ها را به عنوان هواداران فدائیان خلق زدند و بردند.
- دست بردن در رای مردم هم افترائی است که کسی قادر نیست آن را اثبات کند. هیچکس نمی تواند ادعا کند که بر انتخابات نظارت داشته است و سندی دارد.وزارت کشور انتخابات برگزار می کند.شورای نگهبان هم نظارت می کند و تمام عوامل صندوق هم در امتداد نگاه این دو نهاد انتخاب می شوند.حالا شما اگر مدعی جابجایی آرا باشید یا باید مجری با شما همنوا شود و یا ناظر و گر نه …!
* آقای دادفر آیا فکر می کنید که حضور آقای خاتمی و به طور کلی اصلاح طلبان در انتخابات فقط پیروزی در انتخابات است یا در صورت موفقیت برای آینده هم استراتژی و برنامه های خاصی دارند و نه مانند خرداد ۷۶ که فقط به مشارکت و پیروزی در انتخابات می اندیشیدند. اکنون با توجه به ضربه های سنگینی که مخصوصاً به پیکره اقتصادی خورده، آیا آقای خاتمی می تواند پیامدهای آن ضربه ها را که به اخص در دو یا سه سال آینده بروز پیدا می کند را کنترل کند. با توجه به این گفته آقای خاتمی که نمی خواهم در انتخابات مردم برایم هورا بکشند و دو سال دیگر مرا هو کنند.
- آقای خاتمی برای پیروزی می آید و ما هم به پیروزی می اندیشیم.رای مردم باید آقای خاتمی را بر حوزه سیاسی ایزان تحمیل کند.کسی برای ورود آقای خاتمی به کاخ ریاست جمهوری فرش قرمز پهن نمی کند.مشکلات اقتصادی کشور هم باید حل شود.قطعا آقای خاتمی و مشاوران اقتصادی اش برای حل این معضلات برنامه هایی دارند.
* اگر خاتمی رئیس جمهور شود آیا قدرتی که ایشان برای پیشبرد اهداف خود نیاز دارد را در اختیار دارد؟ آن هم با توجه به مجلس جدید. یا دوباره شاهد هر ۹ روز یک بحران خواهیم بود؟
- دولت دوم خرداد هم توانست برنامه هایش را با مجلس پنجم هماهنگ کند.گرایش این مجلس به خاتمی بیش از مجلس پنجم است.نمایندگان این دوره می دانند که با برنامه های دولت نهم جایگاه سیاسی محلی آن ها هم از کفشان خواهد رفت.یادمان باشد خاتمی دوره پیشین با شعار تقدم توسعه سیاسی دولت را در دست گرفت اما خاتمی این دوره برای نجات کشور از بخران های بین المللی و اقتصاد داخلی به صحنه می آید.۹ روز یک بحران ممکن است در صورت تکرار برنامه های سیاسی پیشین پدید آید که بعید است!
* یکی از نقد های اساسی وارد به اصلاح طلبان عدم پیوند عمیق آنان با لایه های وسیع اجتماعی است. به نظر شما چرا چنین ضعف عمده ای در اصلاح طلبان دیده می شود. به طور مثال در این چهار سال هیچ تلاش گسترده ای از طرف اصلاح طلبان برای برقراری ارتباط عمیق و یا ایجاد پایگاه های اجتماعی در بین توده مردم دیده نمی شود.
- مشکل عمده ما بی سازمانی اقشار و صنوف و لایه های اجتماعی است.اصلاح طلبان یک فرقه سیاسی اند.گروه یا گروه هایی هستند که برای اصلاحات در حوزه سیاسی خیز برمی دارند.حوزه عمومی و اجتماعی حوزه هدف آن ها نیست.گر چه تلاش کرده اند در همه حوزه ها حضور داشته باشند.لایه های اجتماعی باید در گروه ها و انجمن ها و اخزاب و شوراها و سندیکاها منسجم شوند تا آنگاه پیگیر مطالبات خود در حوزه سیاسی شوند.در ایران چنین تلاشی و چنین نیازی ظاهرا وجود ندارد. هر گروه سیاسی که بخواهد کرسی هایی از دولت یا مجلس را به دست آورد ظاهرا وظیفه دارد برای معلمان و مهندسان و کارگران و پزشکان، شورا و اتحادیه بسازد و مطالبات آن ها را مدون کند و بعد پیگیر آن ها شود!ما قافیه زندگی در دنیای امروز را گم کرده ایم.
* به نظر صاحب نظران استراتژی بهتر این بود که سرمایه سیاسی و ملی مانند آقای خاتمی حفظ می شد و با عدم کاندیداتوری ایشان، افراد دیگری که وجه به نسبت بالایی دارند به میدان می آمدند و آقای خاتمی به عنوان سرمایه اصلی اصلاح طلبان حفظ می شد. با توجه به اینکه همیشه هم قابلیت بهره برداری از این سرمایه وجود دارد و خرج کردن بیش از اندازه و نابجای آن باعث می شود که برای فرصت های سیاسی مناسب، اصلاح طلبان سرمایه ای نداشته باشند. نظر شما در این باره چیست؟
- چرا به هم دروغ بگوییم.ما در همه عرصه ها شخص محوریم.ما برنامه محور نیستیم.شورا محور نیستیم. اگر خاتمی در میان نباشد اگر کروبی نباشد.اگر هاشمی نباشد طیف های سیاسی منسوب به آن ها هم نابود می شود.ما همه سلطان پروریم.بی وجود سلطان هم هیچیم.در اداره مدرسه و مسجد و دسته سینه زنی سلطان می خواهیم تا در اداره امور بزرگ تر و مهم تر.اگر سلطان غایب شود تند تند دست به کار می شویم و سلطان دیگری می سازیم.اگر خاتمی نیاید باید دیگری جایگزین او شود که در مرتبه ای پایین تر از اوست آنگاه هر کسی داعیه سرداری پیدا می کند و هرج و مرج می شود.خاتمی سرمایه بزرگ اصلاح طلبان است و نمی شود دیگری را بر جایگاه او نشاند.اگر خاتمی نمی آمد کاندیداهای طیف اصلاح طلب از ده نفر هم بیشتر می شد!
- ضمنا خاتمی باید در موزه اصلاح طلبان برای کی نگهداری شود؟آیا کسی می تواند زمان دیگری برای استفاده از آقای خاتمی نشان بدهد.شما فکر می کنید اگر اصلاح طلبان در این انتخابات با چهره های زیاد و متفاوت در انتخابات شکست بخورند چقدر امکان بازیابی آن ها برای آینده وجود دارد که آقای خاتمی در آن زمان های موهوم به دردشان دوا باشد؟
* فکر می کنید تا چه حد آقای خاتمی و کابینه ایشان بتواند با مجلس هشتم تعامل داشته باشد و بتواند سیاست های خود را به پیش ببرد. با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق مجلس ششم با آقای خاتمی همسو بودند، اما آنچنان که باید کاری از پیش برده نشد و به نظر صاحب نظران شاید بخاطر ساختار معیوب برخی از قوانین، نه مجلس ششم و نه آقای خاتمی قادر به تغییرات اساسی نبودند. (مانند قانون مطبوعات و اختیارات ریاست جمهوری و…)
- من معتقدم همسو نبودن دولت و مجلس مزیت است.هم برای این دو نهاد و هم برای مردم.شاید اگر ترکیب مجلس ششم هم مانند مجلس پنجم مانده بود برای دولت دوم خرداد بهتر بود.این همسویی ها گاهی هر دو نهاد را به باد می دهد.شاید اگر همزمان با دولت احمدی نژاد مجلسی مثل مجلس ششم وجود داشت هم آبروی دو نهاد مجلس و دولت محفوظ می ماند و هم جامعه تاوان این همه ندانم کاری نمی داد.بنا بر این صرف وجود ناهماهنگی سیاسی بین گروه های غالب در دولت و مجلس ضایعه نیست.
* آقای دادفر جمله ای هست که می گوید کم قدرتی عین بی قدرتی است. تا چه حد با این جمله موافقید. به نظر شما آیا آقای خاتمی می تواند قدرت لازم را کسب کند. آیا با کم قدرتی باز ما شاهد یک تدارکاتچی هستیم؟
- من فکر می کنم آقای خاتمی وقتی گفت بعضی ها رئیس جمهور را تدارکاتچی می خواهند نشان داد کمی دیر متوجه جایگاه و قدر و اندازه خود در حکومت شده است.ما رئیس جمهور به معنی رئیس حکومت نداریم.رئیس حکومت ما برابر اصل ۱۱۰ قانون اساسی ولی فقیه است و رئیس جمهور فردی غیر از رئیس الوزرا نیست.آقای خاتمی نمی خواست باور کند حکم نخست وزیر دارد و نه رئیس حکومت.اما بعد باورش شد.این تصور نادرست را ما از آغاز پیروزی انقلاب تا امروز با خودمان داریم که رئیس جمهور، رئیس کشور است در حالی که طبق قانون اساسی تا پیش از بازنگری رئیس جمهور نقشی تشریفاتی داشت و پس از بازنگری جایگزین نخست وزیر شد.
- آقای خاتمی به نظر من می تواند قدرت لازم را اخذ کند و به اجرای برنامه هایش بپردازد.او هم درایت و هوشیاری لازم را دارد و هم تجربه ای بسیار گران قیمت!
* تحولات فکری و شخصیتی و عملی خاتمی ۷۶ تا خاتمی ۸۷ را چگونه می بینید؟
- به نظرم او مجرب تر و واقع گراتر از گذشته وارد این میدان شده اند.خاتمی ۷۶ با آرزوها و آرمان ها و ذهنیت های مثبت غیرواقع دولت را در دست گرفت اما امروز او با تجربه آن دوره پرتلاطم، نگاهی عملگرایانه و غیر انتزاعی به این میدان دارد.
* یکی از ایرادهای منتقدان به اصلاح طلبان متوجه حامیان و اطرافیان آقای خاتمی است. کسانی که فقط در چارچوب بروکراتیک حکومتی اپوزیسیون هستند و چون خود از حامیان و به نوعی بانیان این نظامند انتقاد و مخالفتشان نیز فقط در همین دایره است. یعنی کسانی که خود بیشتر در قدرت سهیمند تا اینکه با ملت رابطه داشته باشند و همدرد باشند.
- این انتقاد وارد است.اصلاح طلبان هم ادعا نکرده اند از عالم بالا یا از خارج کشور برای تغییر وارد شده اند.اصلاح طلبان عمدتا بازمانده جنگ اند و جداشده از سپاه و وزارت اطلاعات و شیخ اند و سید اند و طلبه اند و آیت ا… زاده اند و می خواهند در چهارچوب قانون اساسی و زیر سایه رهبری فعالیت کنند.اصلاح طلبی تا امروز یک شیوه درون حکومتی است و طبیعی است کسانی می توانند در آن سهیم شوند که از اساس حکومتی باشند یا بپذیرند پشت سر حکومتی ها حرکت کنند.ضمنا ما در کشورمان “ملت” به معنی “مردم سازمان یافته” نداریم که میزان رابطه سیاسیون با آن ها را بدانیم.ما توده های بی سازمان و پزیشان داریم که هر فرد یا گروهی بتواند جمعی از آن ها را دور خود جمع کند می تواند بگوید ملت با اوست.
* آیا به نظر شما این تفکر که اصلاحات از بالا عملی است صحیح است یا خیر؟
- در ایران باید دعا کرد اصلاح از بالا صورت گیرد و دولتمردان عاقل، مشکلات مردم را حل کنند.از توده ها کاری بر نمی آید.توده ها برای خیر و شر راه حل های احساسی و در نهایت مشت گره کرده دارند.تورم،بیکاری،اعتیاد،فقر،طلاق،بی اعتمادی عمومی،بی سوادی و… در کجای دنیا با شعار و مشت گره کرده حل شده که این جا حل شود.در جامعه مدنی است که می توان اصلاح از بالا را نفی کرد.در جامعه سنتی اصلاح از بالا متناسب است.
* آِیا به نظر نمی رسد توده های مردم راحت تر می توانند اصلاحات را به پیش ببرند؟ یعنی اینکه اصلاح طلبان با ایجاد پایگاه های وسیع مردمی این خواسته ها را به خواست ملی تبدیل کنند، و در نتیجه همیشه آنچه ملت خواهان آن است زودتر به نتیجه می رسد تا یک قشر خاص از ملت؟
- این گفته شما بیشتر به یک آرزو شبیه است.من هم مثل شما آرزومندم. حرکت توده ها ضریب خطایش خیلی بالاست.خطای مردم سازمان یافته در احزاب و گروه ها خیلی کمتر است و بهتر جبران می شود.خطای توده ها مقصرش هیچ وقت پیدا نمی شود اما خطای احزاب و گروه های اجتماعی مقصر پیدا می کند و جبران می شود.
* با توجه به حضور کاندیداهای دیگر از جبهه اصلاحات مانند آقای کروبی پیش بینی شما چیست؟ آیِا این وضعیت باعث شکستن آرا اصلاح طلبان نمی شود.
- من پیروزی اصلاح طلبان را تنها با یک کاندیدای واحد و آن هم “خاتمی” ممکن می دانم.تعدد کاندیداها موجب شکست است.
- باز هم می گویم این ها نظرات شخصی من بود.کسی نمی تواند آن چه را من گفته ام به طیف اصلاح طلب منسوب کند.
-
مطالب مرتبط سیاسی، گفت و گو ها |
باز هم خاتمی از خود گذشت!
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۸:۱۹ ب.ظ – 8:19 ب.ظ -
تنها راه درمان دردهای تاریخی ایران گذر از مطلق گرایی و رسیدن به نسبی گرایی است.باید از سیاه و سفید دیدن جهان پیرامون گذشت.
در حوزه سیاسی باید از انتظار “آمدن قلدری و در هم شکستن قلدر دیگری” رهید.باید با اصلاح وضع موجود به سوی وضع مطلوب گام زد و با شکیبایی و آرامش در اندیشه آیندگانی بود که شایسته اند بهتر از ما زندگی کنند و ما باید دنیایی سرشار از زیبایی برایشان فراهم آوریم.
خاتمی یک بار دیگر آمد، برای اصلاح.برای ادامه راه وزیر غزنوی، خواجه نظام الملک توسی،میرزا تقی خان امیر کبیر، مصدق،خود سید محمد خاتمی و همه کسانی که برای سر عقل آمدن نظام سیاسی از خود گذشتگی نشان دادند.
یک بار دیگر کمر می بندیم و یک “یا هو”ی دیگر…
مطالب مرتبط سیاسی |
بازیگر نمایش تفرقه نشویم!
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۵:۰۳ ب.ظ – 5:03 ب.ظ -امروز صبح وقتی روزنامه اعتماد ملی را دیدم، بر نگرانی هایم در مورد سرنوشت اصلاح طلبان در انتخابات آینده افزوده شد.این روزنامه در ستون انتخاباتی اش ابتدا خبر تشکیل ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی داده بود که خبری ساختگی از سایت های دروغ ساز و غلط انداز بود و تیتر قرمزی هم داشت که نوشته بود: “خاتمی نیاید” که مقاله ای به قلم آقای ریاحی بود و بعد از آن هم تیتر توضیحات محسن آرمین در باره خبر دروغ کیهان که به وسیله یکی از یاران آقای کروبی پیراهن عثمان شده بود.
من صرفا از این که این اخبار علیه خاتمی ترتیب یافته باشد نگران نشدم بلکه از آن جهت که این روزنامه به روش خود ادامه دهد و لحنی در رد خاتمی بگیرد و حملات شدیدتری در روزهای آینده داشته باشد و بازیگر نمایش های اغیار شود، نگرانم کرد.
***
خبر دیدار آقای خاتمی با دبیران سازمان های غیر دولتی که منتشر شد، امیدوار شدم که در این سوی اصلاح طلبان آن قدر هشیاری هست که بدانند چگونه با ترفندهای تفرقه اندازان و دروغ پردازان مقابله کنند.بخشی از خبر این دیدار را به نقل از سایت امروز بخوانید:
روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی خبر داد: رئیس جمهور پیشین در دیدار با دبیران سازمان های غیردولتی، اظهار داشته که هرگز او و کروبی روبروی یکدیگر قرار نخواهند گرفت.وی همچنین گفته است:
«البته تلاش من این بود آقای موسوی را قانع کنم که به طور قاطع در دهه فجر اعلام کند در عرصه حضور دارد .به هرحال مردم انتظاراتی از ما دارند و با توجه به انتظار جامعه و احترامی که برای مردم قائل هستیم طبیعی است ؛ من باید به قولی که به مردم داده ام عمل کنم و آمادگی خود را برای حضور (علی رغم میل شخصی) اعلام دارم.»
وی ادامه داد:« من و جناب آقای کروبی که از عزیزان و سرمایه های کشور و انقلابند اصول مشترک فراوانی داریم و هر دو بهبود وضع کشور و ملت را میخواهیم؛ اشکالی ندارد که دو تریبون از اصلاحطلبان در انتخابات وجود داشته باشد، چرا که معتقدم این یک فرصت است و مطمئن هستم که بنده و ایشان هیچگاه جلوی یکدیگر قرار نمیگیریم و شیطنت های موجود هم تاثیری در هم سوئی و راه مشترک ما ندارد.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«حضورایشان نباید به معنای رقابت بین اصلاح طلبان باشد و جامعه مطمئن باشد، اصلاح طلبان در تصمیم گیری تفرقه ندارند و در نهایت جامعه خواهد دید اصلاح طلبان تصمیمی را خواهند گرفت که هم مردم راضی باشند و هم به نفع کشور باشد و معتقدم باید در این مسیر حرکت کنیم.»
***
امیدوارم دوستان ما در حزب اعتماد ملی و روزنامه این حزب هم چنین روشی در پیش گیرند و سناریوی تفرقه اندازان را بی بازیگر بگذارند!
مطالب مرتبط خاطرات |
به یاد "نامگذار" اصلاح طلبان!
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۱۰:۲۶ ب.ظ – 10:26 ب.ظ -
اصلاح طلبان امروز به یاد “احمد بورقانی” در “خانه هنرمندان ایران” گرد آمدند.احمد بورقانی رفیق عزیز ما بود که سال پیش به مدد سکته قلبی از این جهان رهایی یافت!
سالن که پر از جمعیت بود و جا نبود.عده زیادی هم در طبقات دیگر و راهروها از طریق تلویزیون ها به سخنرانی و خاطره گویی گوش می دادند.گروه های سه - چهار نفری اخبار را با هم مرور می کردند.این مجالس ختم و سالگرد و یادبود نعمتی است از برای اصلاح طلبان مغضوب که همدیگر را ببینند و از درد دوم خرداد با هم گپ بزنند!
بحث اصلی، انتخابات ریاست جمهوری بود و تصمیم خاتمی! من بیشتر به چاق سلامتی و حال و احوال نظر داشتم چندان این بحث ها برایم اهمیت نداشت.خیلی ها را دیدم که مدت ها بود ندیده بودم.
عباس عبدی را کمی مفصل تر از دیگران دیدم.این روزها مشاور آقای کروبی است.البته می گویند من از خودش نشنیدم.ولی از خاتمی انتقاداتی داشت که فکر می کنم عمیق نبود!
همه، هم سر در گم بودند و هم، عزمی محکم داشتند که خاتمی به صحنه بیاید و آن ها هم فعال شوند.
از در خانه هنرمندان که می خواستم با شانه های سنگینم بیرون بیایم عباس صفایی فر دبیر انجمن دفاع از آزادی مطبوعات را دیدم.او هم مثل دیگران از خاتمی انتقاد داشت که چرا زودتر نمی آید. گفتم:دوست عزیز در میان همه اصلاح طلبان ایران یک نفر دارد عاقلانه تصمیم می گیرد و او هم خاتمی است.باید اجازه بدهیم برآوردهای خاتمی به نتیجه برسد.
ادامه دادم: دوست عزیز اگر خاتمی بیاید و بعد از مثلا احمدی نژاد و لاریجانی با ۶ یا ۷ میلیون رای بایستد هم حیثیت “سید محمد خاتمی” بر باد رفته و هم “اصلاح طلبان” جایگاه سیاسی خود را از دست می دهند.بنا به گفته آقایان کروبی و هاشمی دو تن از کاندیداهای دوره نهم ریاست جمهوری آن انتخابات مخدوش بوده یعنی آرا جابجا شده است پس به خاتمی حق بدهیم پس از اطمینان از سلامت انتخابات تصمیم بگیرد.
امروز اجتماع اصلاح طلبان بود به یاد مردی که عنوان “اصلاح طلبی” را بر گروه پیروز دوم خرداد نهاد.او پس از دوم خرداد که خبرنگاران خارجی عنوان گروه پیروز را خواسته بودند،گفته بود:ما عنوانی نداریم ما “اصلاح طلب ” هستیم و از همان جا این نام منتشر شد و ماند.نام احمد نیز ماندگار!
مطالب مرتبط خاطرات |
سنت پایدار اختلاف و انشعاب و شکست!
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۴:۴۳ ب.ظ – 4:43 ب.ظ -*در آغاز می گویم:
به نظر من در انتخابات ریاست جمهوری دهم، جناح اصلاح طلب باید با یک کاندیدا وارد شود و آن یک نفر هم آقای خاتمی است.نه بدان جهت که خاتمی دردانه و یگانه دوران است بلکه بدان جهت که شرایط و مقتضیات نظام جمهوری اسلامی چنین اقتضا می کند.تنها در فضای دوقطبی است که اصلاح طلبان می توانند آرای خاموش را به مدد خود بیاورند و از سه کاندیدای موجود اصلاح طلب آقای خاتمی و هوادارانش توان حرکت آرای خفته را دارند اما این توان بدون شک در دو کاندیدای دیگر نیست.زیرا دیالوگ آن دو بزرگوار به دیالوگ محافظه کاران نزدیک است و توان ایجاد حرکت ندارد! این نظر شخصی من است اما اگر هر کدام از این سه نفر کاندیدای واحد اصلاح طلبان باشد من به یاری اش خواهم رفت چه سید معمم ،چه سید مکلا و چه شیخ الرئیس مجلس ششم!
…………………………..
اما سنت پایدار اختلاف و انشعاب و شکست!
اعلام کاندیداتوری آقایان خاتمی و موسوی اگر چه امیدواری بیشتری به اصلاح طلبان داد اما یک دغدغه دیگر بر انبان دغدغه های این جناح افزود و آن هم نزاع بین این دو نفر و آقای کروبی بود.آقای خاتمی باید می گفت: از ما سه نفر یکی می آید و کروبی را از خودشان جدا نمی کرد.
امروز آقای منتجب نیا نایب آقای کروبی که فرمایشات سه سال اخیرشان در ایسنا و فارس! همواره امر مقدس اختلاف بیت دو طیف اصلاح طلب را استمرار داده اند،فرمایش جدیدی داشتند که نشان می داد وحدت کاندیداهای اصلاح طلب کم کم دارد غیر ممکن می شود و آقای کروبی در هر صورت تا انتها می ماند و با موسوی یا خاتمی هم حاضر به ائتلاف نیست.
*کاندیداهای اصلاح طلب اگر برای پیروزی پا به میدان نهاده اند – نه برای عقده گشایی و سرگرمی - به گمان من دو راه بیشتر ندارند:
یکم:ائتلاف کنند و اختلافاتشان را که بیشتر اختلافات اطرافیانشان! است کنار بگذارند و بر اساس خط کشی ها و بضاعتشان، پست ها و مناصب را بین احزاب و گروه های حامی خود بدون تعارف پیشاپیش قسمت کنند و پس از حصول توافق یکی بماند و دیگران یاری دهند.
دوم:اگر ائتلاف نکنند و هردو بخواهند بمانند ، چون ایستادن دو کاندیدا زیر یک یک تابلو و همنامی آن ها، بد شگون است و ممکن است بنا به عقیده قدما که دو فرزند به یک نام را مایه بدبختی خانواده و تلف شدن هر دو فرزند می دانستند، خدای ناکرده هر دو کاندیدا و خانواده بزرگ اصلاح طلبان یک جا تلف شوند، بهتر است هر کدام از کاندیداها زیر تابلویی متناسب با شعارها ،برنامه ها و شخصیت خودشان بایستند و این بلای رسیده را به خیر بگذرانند!
پیشنهاد من این است که آقای خاتمی با تابلو کاندیدای “اصلاح طلب” و آقای کروبی با تابلو کاندیدای”میانه رو” وارد صحنه شوند تا خلط شعار ها و هواداران پیش نیاید.محافظه کاران هم در این صورت مجبور می شوند زیر تابلو کاندیدای “محافظه کار” بایستند!
اصلاح طلبی و محافظه کاری دو تفکر رویارو هستند.محافظه کاران بر حفظ وضع موجود و بنیان های سنتی تاکید دارند و اصلاح طلبان بر تجدید نظر در وضع موجود و پی ریزی بنیان های مدرن برنامه های خود را اعلام می کنند.در این میان جای یک گروه میانه که هم مدرن باشد و هم سنتی خالی است و تئوریسین های پیرامون آقای کروبی می توانند در مدت باقی مانده برنامه هایی بنویسند و ارائه دهند که ایشان به عنوان کاندیدای “میانه رو” وارد صحنه شود.
*اگر هر دو کاندیدا با تابلو “اصلاح طلبی” وارد شوند به نظر من دو راه پیش روی “هواداران” آن هاست:
یکم:دو کاندیدا داشته باشند و بر اساس حب و بغض ها و اختلافات قبیله ای – عشیره ای تقسیم شوند و جبهه بگیرند و درگیر شوند و دست آخر هم وامانده و جامانده، شرمساری برند.
دوم:هر دو کاندیدا را وادار به همنشینی و گفتگوی رویارو کنند و تا آن ها رویارو ننشسته اند و آشکارا اختلافات خود را برنشمرده اند و رفع اختلاف نکرده اند، آن ها را به عنوان کاندیدا نپذیرند.کاندیداهایی که برای آبروی هوادارن خود ارزش قائل نباشند و همه را “رمه وار” به بیراهه ببرند، آیا ارزش این را دارند که به عنوان پیشوای آدم های عاقل بالغ دوراندیش قرار بگیرند؟ آیا این همه روزنامه نگار و نویسنده و استاد دانشگاه و دکتر و مهندس و… باید آبرو و ارزش اجتماعی و آینده سیاسی خود را به کاندیداهایی بسپارند که حاضر به یک نشست دوستانه و مصالحه با دوست و همفکر خود در امری کلان و حساس نیستند؟
مطالب مرتبط سیاسی |
در هوای صحبت یار
نوشته شده توسط محمد دادفر در ۱۲:۳۹ ب.ظ – 12:39 ب.ظ -پنجم آذرماه ۵۸ برای ما که بخشی از عمر و جوانی را در رزم های داوطلبانه گذرانده ایم،روزی ماندنی است.در این روز امام برای ساختن ارتش مردمی فرمان تشکیل “بسیج ملی” را صادر کرد.
من در آبان ۵۹ به بسیج پیوستم و تا پایان جنگ عضو فعال باقی ماندم.اگر چه با پایان جنگ از فعالیت در این نهاد چشم پوشیدم و ترجیح دادم با کتاب و قلم و کاغذ خو کنم اما تا زنده ام یاد آن دوران را با خود خواهم داشت.
دیروز فرصتی پیش آمد و عکس های زمان جنگ و بسیج و اسلحه و خاکریز و خاک آلودی خودم را نگاه کردم.احساس کردم رعشه ای پیاپی جانم را می لرزاند.آن همه آرزو،آن همه تلاش و آن همه نگاه آخر به دوربین عکاسی! هر عکس وصیت نامه ای بلند بالا بود نانوشته اما به هزار زبان در گفتار!
عشقی در آن تصاویر نشسته بود که شاید هیچ قلمی توانای توصیفش را نداشته باشد.مگر منتهای عشق جانفشانی عاشق و معشوق نیست.اینان فدای هم شده بودند و این یعنی منتهای عشق!
به همه دوستان رفته ام تعظیم می کنم و به ایشان می گویم من به راهشان وفادارم:
دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم
مطالب مرتبط خاطرات |